|
رنــگــین کـمـان | ||||||
|
امروز یکی از همسفریام بهم یادآوری کرد که دقیقا یک ماه پیش تو همچین روزی میخواستیم پرواز کنیم واسه جده! ی لحظه یاد گذشته افتادم و بغض خفیفی تو گلوم گیر کرد.. به همین زودی یک ماه!! شد خیلی دلم میخواست 1 ماه برگردم به عقب و دوباره لذت این سفر رو تجربه کنم اما حیف.. خدا میدونه که چقدررررر از فرصت های از دست داده افسوس میخورم ![]()
ادامه مطلب [ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 22:01 ] [ م.ق.د.ا.د ]
![]()
[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 19:56 ] [ م.ق.د.ا.د ]
سلام به همه دوستای خوبم من برگشتم، منتها با یک هفته تاخیر.. سفر بسیار بسیار خوبی بود، از صمیم قلبم واسه تک تکتون آرزو میکنم که ی روزی قسمتتون بشه ادامه مطلب [ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 03:09 ] [ م.ق.د.ا.د ]
اینجا زمان مثل برق و باد میگذرد و دل را هوایی میکند.. اینجا، زبان آدمی از تکلم عاجز و چشم از دیدن سیر نمی شود.. اینجا، رها بودن در آسمانها به شدت احساس می شود.. خدای من! اینجا دیگر کجاست که اینگونه دل آدمی را مجذوب خود میکند و طاقت دوری را به شدت سخت میکند! من بر بال فرشتگانت به دور کعبه ات بارها و بارها طواف میکنم و همچون ابر بهاران اشک میریزم.. دلم را بد هوایی کرده ای که حتی فکر کردن به یک لحظه دوری از کعبه ات اشکانم را سرازیر میکند.. از صمیم قلب و خالصانه از تو درخواست میکنم که یکبار دیگر توفیق دیدار کعبه ات را نصیبم کن.. از ظهر که اومدم تا الان بغض سنگینی گلومو گرفته، امروز خیلی گریه کردم. به شدت دل نازک شدم، طوری که یک سره دارم گریه میکنم خدایا، فکری به حال این دل بی قرارم کن..
[ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ] [ 00:54 ] [ م.ق.د.ا.د ]
اگر آواز زیبای بنان بودیم رفتیم اگر نامهربان بودیم رفتیم حلالم کن اگر سنگینیِ بارِ تو بودم اگر بر دوش تو بارِ گران بودیم رفتیم دوستان به یادِ همگی هستم... حلال کنین... رنگین کمان 1: دوستای خوبم، اگه تو این مدت خوبی بدی دیدین به بزرگی خودتون ببخشین ![]() رنگین کمان 2: بازم از بهار عزیز ممنون که کمکم کرد، ویژه به یادتم ![]() ![]()
[ جمعه 25 فروردین 1391 ] [ 18:44 ] [ م.ق.د.ا.د ]
وقتی دل یه جایی تو آسمون گیر کنه... * رنگین کمان 1: از بهار عزیز بابت این متن واقعا ممنونم که قبول زحمت کرد * رنگین کمان 2: دوستان، اگر نمیخواین پیاماتون نمایش داده بشه خصوصی واسم بفرستین [ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 23:56 ] [ م.ق.د.ا.د ]
نمیدونم چرا هروقت برای ی مدتی از خونوادم دور میشم خیلی دلم میگیره، با اینکه میدونم چند روز دیگه برمیگردم! [ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 01:33 ] [ م.ق.د.ا.د ]
نه از پشت در خانه ات اجازه دارم صدایت کنم
نه در کوچه ی بنی هاشم برای غریبی ات اشکی بریزم وَ نه حتی بر دیوار پهلو شکسته ی باغ فدک بوسه ای بنویسم تنها به من اجازه داده اند به سنگ های بی روح بقیع خیره شوم وَ بر مزار پنهان شده ات
نماز بگذارم عبدالرحیم سعیدی راد رنگین کمان 1: شهادت حضرت فاطمه و آغاز دها اول فاطمیه رو تسلیت میگم رنگین کمان 2: بازم ی برد شیرین دیگه از پرسپولیس؛ الغرافه رو الغُراضه کرد ![]()
[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 00:18 ] [ م.ق.د.ا.د ]
در مورد 13 بدر داستانای مختلفی شنیدم که بعضیاشون مربوطه و بعضیاشون نامربوط. این داستانو سال قبل یکی از دوستان واسم ایمیل کرده؛ داستان تلخیه: در سالهای دورِ دور خشایارشاه تصمیم داشته به یونان
حمله کنه ولی همسرش "وَشتی"
با این جنگ مخالفت میکرده و اینطوری میشه که خشایارشاه از زنش جدا میشه!! و از
اونجایی که نمیشه شاه مملکت عذب بمونه! دستور میده زیباترین دختران شهر رو جمع کنن
بیارن تا یکیشون رو به همسری انتخاب کنه!
این وسط مشاور یهودی شاه "مردخای" برادر زاده ی
خودش "هاداسا" رو قاطی کاندیداها میزاره، از طرفی هاداسا تابلو اسم یهودی
بوده واسه همین اسمش رو عوض میکنه و میذاره "استر" و ازش میخواد که
هویتش رو مخفی کنه که نفهمن یهودیه! *پ.ن 1: این داستانی بود که من شنیدم، اگه اشتباه گفتن بگین **پ.ن 2: امروز روز طبیعته، خواهشا اگه فردا رفتین تو طبیعت آشغال نریزین و نزارین دیگران هم این کارو بکنن. امیدوارم که 13 بدر بهتون خوش بگذره؛ ما که واسه فردا ی برنامه حسابی داریم.. ***پ.ن 3: هم قالب وبلاگ و هم قالب نظرات وبلاگ عوض شد. اینجا کاملا دموکراسی برقراره ![]()
[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 01:04 ] [ م.ق.د.ا.د ]
[ سه شنبه 8 فروردین 1391 ] [ 17:45 ] [ م.ق.د.ا.د ]
|
Online
UserIS | |||||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||||||